[ ]
 
 
گذشت جانسور حضرت رقیه(علیها السلام) نقل از کتاب الایقاد
نظرات

 

علامه حائری در کتاب مهالی السّبطین می نویسد: در کتاب الایقاد، تالیف سید جلیا ثقه الاسلام سید محمد علی شاه عبدالعظیمی(1) درباره چگونگی شهادت حضرت رقیّه (علیها السّلام) می گوید: (خلاصه ای از مطالب)

امام حسین (علیه السّلام) دختر کوچکی داشت که بسیار به او مهر می ورزید، و او نیز به پدر علاقه فراوانی داشت. نام او رقیه (علیها السّلام) بود و سه سال لز عمرش گذشته بود. این دختر همراه اسیران، وارد شام شد؛ و در آنجا شب و روز در فراق پدر می گریست. به او می گفتند که پدرش به مسافرت رفته است. یک شب (در شام) پدرش را به خواب دید . وقتی از خواب بیدار شد، به یاد پدر، بسیار ناله کرد و گریست و مکرّر می گفت:

پدرم و نور چشمم را نزد من بیاورید.


هر بار که حاضران می خواستند او را آرام کنند، گریه و اندوهش، شدیدتر می شد و همه اهل بیت را محزون و گریان می کرد. به طوری که آن ها از شدّت ناراحتی، خود را پریشام می کردند وبا سوز و آه شدید می گریستند. صدای گریه آن ها به گوش یزید که در کاخ خود بود، رسید از مامورین پرسید: چه خبر است؟

یکی از حاضران به اون گفت: دختر کوچک حسین (علیه السّلام) امشب پدرش حسین (علیه السّلام) را در خواب دیده، و از زمانی که بیدار شده پدر را می طلبد و گریه و شیون می کند.

یزید گفت: سر بریده ی پدرش را نزدش ببرید و پیش رویش بگذارید؛ تا آن را بنگرد و آرام گیرد.

ماموران سر را درمیان ظرفی نهادند و پارچه ای بر روی آن انداختند و او را پوشاندند؛ سپس نزد رقیّه (علیها السّلام) آوردند و کنارش نهادند.

رقیّه (علیها السّلام) گفت: این چیست؟ من پدرم را می خواهم؛ غذا نمی خواهم.

ماموران گفتند: پدرت در اینجاست.

رقیّه (علیها السّلام) با دست های کوچکش، پارچه را برداشت؛ و ناگاه سر بریده را دید.

پرسید: این سر کیست؟

گفتند: سر پدرت است.

رقیّه (علیها السّلام) سر را برداشت و به سینه اش چسباند؛ آنگاه با گریه جانسوز، خطاب به سر، چنین گفت:

بابا! چه کسی تو را به خونت رنگین کرد؟

بابا! چه کسی رگ های گردنت را بریده؟

بابا! چه کسی مرا در این خردسالی یتیم کرد؟

بابا! دختر یتیمت اینک به که پناه ببرد تا بزرگ شود؟

بابا! بانوان بدون پوشش چه کنند؟

بابا! زنان بی سر و سامان و اسیر به کجا بروند؟

بابا! چشمای گریان چه چاره سازند؟

بابا! زنان رها شده و غریب چه کنند؟

بابا! زنان مو پریشان، کجا بروند؟

بابا! بعد از تو چه کنیم؟ وای از روزگار بعد از تو! وای از غریبی!

آن گاه از شدت ناراحتی این سه آرزو را کردند:

بابا! کاش جانم فدایت می شد.

بابا! کاش قبل از این روز، نابینا بودم و سرت را نمی دیدم.

بابا! کاش سر بر خاک می کردم، ومحاسن تو را به خونت رنگین نمی دیدم.

سپس لبهایش را بر لبهای پدرش حسین (علیه السّلام) نهاد، و آن چنان گریست، که همهن لحظه بی هوش شد؛ و وقتی او را حرکت دادند،دریافتند که از دنیا رفته است. صدای گریه ی اهل بیت بلند، داغها و سوگها تازه شد. گریه ی آن ها آن چنان سوزناک بود که هر کس از اهل شام می شنید، بی اختیار می گریست، در آن روز، همة زن و مرد اهل شام گریه کردند.

یزید دستور داد بدن رقیّه (علیها السّلام) را غسل دادند و کفن کردند و به خاک سپردند.(2)

مطابق بعضی روایات رقیّه (علیها السّلام) گفت: در خواب دیدم سر بریدة پدرم، پیش روی یزید است و یزید بر آن چوب خیزران می زند، و سر مقّدس به خدا استغاثه می کند......(3)

 

1. این کتاب را انتشارات فیروز آبادی قم در سال 1411 ه.ق منتشر کرده است. نویسنده الایقاد، این مطلب را از کتاب مقتل العوالم، تعلیف سید محمد بن ابیطالب حائری حسینی، نقل می کند.

2. معالی السّبطین، ج2، ص 170 171

3. تذکره الشهدا، حجت الاسلام یزدی، ص 334

*التماس دعا*


مرتبط با:
دوشنبه 18 آذر 1392ساعت : 03:14 ب.ظ| نویسنده : سجاد ضیایی
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
What makes you grow taller during puberty? سه شنبه 10 مرداد 1396 06:36 ب.ظ
My coder is trying to persuade me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the costs. But he's tryiong none the less.
I've been using Movable-type on numerous websites for about a year
and am concerned about switching to another platform.
I have heard great things about blogengine.net. Is there a way I can import all my wordpress content into it?
Any kind of help would be greatly appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
درباره ما
بسم الله الرحمن الحیم
این وبلاگ شامل موضوعات مذهبی ،فرهنگی و هنری، نماز ، دعاها، وبه خصوصی قرآن و .... میباشد و از علاقه مندان به قرآن به همکاری در این وب سایت دعوت میگردد .



مدیر وب سایت : سجاد ضیایی
نظر سنجی
نذر من برای سلامتی حجه بن الحسن




لینک دوستان
آرشیو مطالب
نویسندگان
برچسب ها
پیوندهای روزانه
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :